لیست مدارس تهران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

روایت معلمان شهری در روستاها/ من و دانش آموزانم
منبع خبر:خبرگزاری مهر
رفته رفته دلبستگی عجیبی به دانش آموزان ابتدایی و محیط روستایی محل خدمتم پیدا کردم. صفا، صمیمیت، یکرنگی و بی آلایشی بچه ها اثر عمیقی روی من گذاشت و مجذوب شغلم شدم.
جمعه, 22 ارديبهشت 1396

گروه جامعه - خبرگزاری مهر؛ نام روستا که می آید، همراه مردم با صفایش محدودیت و محرومیت نیز در ذهن تداعی می شود.

روستاهایی که از شهر دور افتاده اند و مسیر رفت و آمد نیز سهل نیست.

تلفن همراه آنتن نمی دهد، امکانات آموزشی حداقلی است.

روستاهایی که به دلیل کمبود امکانات روزانه اهالی خود را از دست می دهند.

مردم روستا برای پیشرفت زندگی به شهر ها مهاجرت  می کنند تا بتوانند از امکانات شهرها استفاده کنند.

در این بین کسانی هستند که برای پیشرفت مردم روستا، ساعت ها زمانشان را در این روستاها می گذرانند.

کسانی که سختی راه را به جان می خرند و از شهر به روستا می آیند، تا دانش آموز روستایی از تحصیل باز نماند.

زهرا متولد شهر زنجان است، مدرک کارشناسی ارشد دارد، هفت سال است که در نظام تعلیم و تربیت خدمت می کند.

  او معلم  سه پایه چهارم ،پنجم و ششم روستای قره کول، از توابع زنجانرود استان زنجان است.

به معلم هایی همانند زهرا، معلم چند پایه می گویند.

روستا ها به دلیل مهاجرت اهالی، دانش آموزان کمتری  دارند، بنابراین دانش آموزان پایه های مختلف مجبورند به دلیل کمی تعداد در یک کلاس درس بخوانند.

همین موضوع چند پایه بودند نیز، برای معلم های مشکلاتی ایجاد می کند، سختی کار معلمی را ضمن  بالا بردن قدرت خلاقیت دو چندان می کند و همچنین کمبود زمان موجب می شود تا دانش آموزان از تمام توانایی های معلم بهره مند نشوند.

این خانم معلم چند پایه روستای قره کول درباره ی وضعیت خود به خبرنگارمهر می گوید: روستای قره کول ۷۰ کیلیومتر از زنجان فاصله دارد، هر روز این مسیر را طی می کنم.

یکی از مهمترین مشکلات ما مسئله سرویس است، در حال حاضر حادترین مشکل برای همکاران خانم همین مسئله اس.

 همه ساله با این موضوع درگیر هستیم.

از صمیم قلب امیدوارم راه چاره ای برای حل این مسئله وجود داشته باشد.

وی ادامه می دهد: رفت و آمد هر روزه به روستا به خصوص در زمستان بسیار سخت است.

روستاهای این منطقه بسیار برف گیر هستند و  بارها اتفاق افتاده که در مسیر گیر کردیم و نه راه پیش داشتیم و نه راه پس!زهرا تصریح می کند: چند سال به عنوان حق التدریس خدمت کردم.

در حال حاضر استخدام رسمی هستم.

سال های اول تدریس در مقطع دبیرستان و در هنرستان رشته تخصصی خودم یعنی رشته گرافیک و نقاشی را تدریس می کردم.

به دلیل اینکه فاصله سنی کمی با شاگردانم داشتم ارتباط خوبی با آنان برقرار کرده بود.

 برایم تدریس لذت بخش بود.

وی ادامه می دهد: هنگامی که استخدام وزارت آموزش و پرورش شدم،  به شرط خدمت در مقطع ابتدایی جذب شدم و راهی روستا شدم.

  در آغاز مشکلات زیادی برای تطبیق خودم با شرایط جدید داشتم.

مشکلاتی از قبیل  دوری راه  و خدمت در  مناطق محروم و دور افتاده، کار با دانش آموزان مقطع ابتدایی، تدریس در چندپایه و تدریس همزمان همه دروس، کلاس  مختلط  تمام این ها در ابتدا برایم سخت بود.

این معلم جوان بیان می کند: رفته رفته دلبستگی عجیبی به دانش آموزان ابتدایی و محیط روستایی محل خدمتم پیدا کردم.

صفا، صمیمیت، یکرنگی و بی آلایشی بچه ها اثر عمیقی روی من گذاشت و مجذوب شغلم شدم.

اما یکی دیگر از دغدغه های ما معلمان روستایی این  است که انتظار از معلمان روستا به اندازه انتظار از معلمان شهری است.

 بدون توجه به امکانات مدرسه، بدون توجه به بی سوادی اولیا و در نتیجه عدم همکاری اولیا در خصوص مسایل درسی و  انظباطی انتظارات زیادی از ما وجود دارد.

با این حال به خاطر عشق و علاقه بیشتری که معلمان روستا دارن همیشه به مطلوب ترین و خلاقانه ترین روش ها تدریس را انجام می دهم.

وی بیان می کند: یکی از روش های تدریس در چند پایه شیوه تلفیقی است.

یعنی بتوانیم به گونه ای اهداف دروس را با هم تلفیق کنیم و به چند پایه به صورت مشترک تدریس کنیم.

بنابراین به علت علاقه زیاد دانش آموزان به هنر از این  ظرفیت استفاده می کنم.

در اکثر مواقع درس هنر رو به صورت تلفیقی با دروس دیگه کار  میکنم.

یکی از مشکلات تدریس در چندپایه کمبود وقت است.

 متاسفانه دروسی مثل هنر اغلب قربانی دیگر دروس می شوند.

ولی  همیشه سعی می کنم درس هنر رو به صورت تلفیقی در کنار تدریس دروس دیگه کار کنم.

زهرا دوست دارد مدرسه کتابخانه داشته باشد تا دانش آموزانش بیشتر کتاب بخواند.

دوست دارد مدرسه تجهیزات هوشمندسازی یا حداقل به  پروژکتور و کامپیوتر مجهز شود.

او یکی از دغدغه هایش نبود امکانات آزمایشگاهی برای تدریس درس علوم است.

این حداقل امکانات را اکثر مدارس روستایی ندارند.

در هفته معلم هستیم، دانش آموزان برای قدردانی ازمعلم هایشان هدیه های معنویی و مادی می آورند، زهرا به دانش اموزانش تاکید کرده بود هیچ هدیه ای نیاورند اما آنان برای زهرا یک جشن عالی گرفتند و هدیه ای از محصولات محلی همچون ماست و تخم و مرغ آوردند.

زهرا صفحه ای با عنوان من و دانش آموزانم در صفحه اینستاگرام دارد و اینگونه عاشقانه های معلمی را روایت می کند، صفحه ای که هیچ تصویری از زهرا نیست، اما تصاویر دانش آموزان، روستا و فعالیت های آنان زیاد به چشم می خورد.

او درباره صفحه اینیستاگرامش می گوید: هدف من از ایجاد صفحه اینستاگرام فقط و فقط نشان دادن زیبایی های یک مدرسه روستایی و صفا، سادگی، مرام و معرفت دانش آموزان روستایی بود.

دوست ندارم از محرومیت ها ومشکلات عکس بگذارم، دوست داشتم همه با یک دید دیگر به بچه های روستایی نگاه کنند، دیدی که حاوی تحسین و احترام باشه نه ترحم.

 این صفحه تنها مختص دانش آموزان روستایی بوده و خواهد بود.

هیچ وقت در صفحه درخواست کمک مالی  از خیرین نکردم.

ولی عزیزانی بودند که خیلی در این رابطه کمکون کردند و هدایایی رو به دانش آموزانم اهدا کردند.

آخرین اخبار آموزشی

تبلیغ نمونه 2